Image result for ‫گلایه کارکنان بانکها‬‎سالهاست که حکایت سختی و مشکلات کار در محیط بانکها در دل اکثریت کارکنان بانکهاست ولی با این همه هنوز هم می توان شاهد بود که دوستان ما نسبت به شرایط کاری خود نگران و شاکی هستند .

چرا یک بار و برای همیشه تلاشی برای توجیه کارکنان برای دور کردن این شائبه یا توجیه کردن مسئولان و مدیران برای رفع این قبیل نگرانی ها صورت نمی گیرید . خوشبختانه در فضای کنونی براحتی می توان با برهان قاطع به افکار عمومی پاسخ داد ! چرا این اتفاق در مورد ما کارکنان بانکها نمی افتد ؟
باور کنید گاهی شک می کنم که مبادا من دچار یک توهم و تلقین شده ام و هیچ فشاری در محیط کار و سیستم بانکی ما بر کارکنان وجود نداد !

استدلال من هم این است که اگر چنین بود ، چرا مدیرانی که بنا بر ادعای بیشترشان از همین باجه ها بر خواسته اند ، پس از نشستن بر مسند مدیریت بانکها به نوعی از وضعیت باجه نشینان غافل یا نسبت به انها بی اعتنا می شوند ! اگر هم چنین نیست چرا هیچ تغییر محسوسی در سیستم حاکم به وجود نیامده ، که موجبات نهایت رضایت مندی کارکنان را فراهم اورد !

آیا براستی هیچ نگرانی در بدنه و گروه پایین هرم سازمانی بانکهای ما وجود ندارد ؟ ایا کار بانک را نباید در زمره مشاغل سخت و زیان آور به حساب اورد ؟ ایا نباید در نقطه ای مدیریت بانکها و شبکه بانکی برای دفاع از کارکنان خود اقدام کند ؟ اگر هم واقعا مدیران ما اعتقادی به تصورات و توهم های کارکنان خود ندارند ، چرا این ذهنیت را به نوعی رفع نمی کنند ؟

گاهی اوقات از مدیریت و سیستم درون سازمانی بانکها چنان گله مند می شوم که ... قطعا چنین برداشت و باوری در بین کارکنان بر روند بهره وری و پیشرفت سازمانی بانکها تاثیر منفی خواهد داشت؟
آیا نباید برای گریز از این هزینه ها اقدام کرد ؟

اما نکاتی که از نگرانی های کارکنان بانکها می توان ذکر کرد: ساعت شروع و پایان کار بانکها در مقایسه با سایر ادرات و سازمانها.

نقش محوری بانکها در اقتصاد کشور ، خصوصا در شرایط حاکم جهانی چند سال گذشته در تقابل با ایران که تلاش تاثیر گذار و تایین کننده این سیستم موجب گذر کشور و دولت از شرایط حاکم شد.

غیر قابل قیاس بودن ساعات کار مفید کارکنان بانکها با بیشتر ادارات و سازمانها

سختی و مشقت کارهایی از قبیل تحویلداری و تعهدهایی که در بانکها برای مسولین شعب پدید می اید ..
حضور همیشگی کارکنان بانکها در همه شرایط جوی و مناسبتی و حتی بحرانهای اجتماعی و سیاسی ..
فرسایش شدید جسمی و ذهنی کارکنان بانکها در دوره اشتغال و بعد ان ..

شغل و حرفه‌ای که فی‌نفسه اضطراب‌آور و تنش‌آفرین برای هر انسان است كه علاوه بر همه این دشواری‌ها، كمبود فضای كاری و امكانات رفاهی موجود بانك‌ها را نیز می توان اشاره کرد .

خطراتی که متوجه کارکنان بانکها می باشد : از قبل چک های جعلی و تقلبی ، کسر صندوق ، سرقت و ...

عدم استفاده از مزایای شغلی از قبیل مرخصی های ساعتی و روزانه به بهانه های مختلف ..
در حالی که کارمفید انجام شده توسط کارکنان بخش اداری کشور کمتر از دو ساعت در روز ارزیابی می شود ساعت کارمفید روزانه انجام شده توسط کارکنان بانکها بیش از 6 ساعت در روز است
تسط بیش از حد مشتریان به واسطه نیاز بانکها به مشتری که خود موجب فشارهایی روحی مضاعفی بر کارکنان بانکها می شود .

کارکنان بانکها همیشه از استرس ناشی از کار رنج می رند و این دغدغه فکری و ذهنی برای به سلامت گذشتن از یک روز بی ضرر کاری را همراه خود دارند . کارکنان بانکها به سبب مواجهه با همه گروه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی در جامعه باید از یک ظرافت و آگاهی در نوع برخود و به تعبیری دارای یک بینش رفتاری مبتنی بر روانشناسی افراد باشند تا به توانند از تقابل با همه قشها سربلند از اصل تکریم ارباب رجوع گذر کنند .
و ...

و حال گلایه فرزند یکی از همکاران از فشار کار و استرس در بانک:

مامان من کارگر خوابگاه اموزش گودرزه تو جمهوری
اصلا من نمیگم سایقه کارش حساب نشده و امیدی به بازنشستگی نداره
اصلا نمیگم پنجاه و پنج سالشه و خیلی پیرتر و شکسته نشون میده
اصلا نمیخام بگم گناه داره این همه سال کار کرده با سختی و وسواس هم کار کرده ولی مزایایی نداشته
نمیخام بگم بسشه چقدر کار کنه ،نه
اصلا من هیچکدوم از اینا رو نمیخوام بگم؛
یه وقت شنیدن حرفای تکراری ،مسئولان رو اذیت نکنه.

ولی من امروز گریه کردم.
چون مامان بیچاره ام مجبوره یه ماه اضافه کار کنه، چون همکارش نیست رفته مکه.. مردم میرن مکه ثواب کنند ما این وسط کباب میشیم، باید به جای همکارش هم کار کنه.
امروز خیلی پیرتر به نظر میرسید، ترسیدم یه وقت نکنه همین روزها از دستش بدم. زیر لب غر میزد کمرش خم بود... از دنیا بی خبر بود مامان بیچاره ی من!
مامان من خیلی بیچاره ست، پیش خودش فکر میکنه "من برای همکارا زحمت میکشم" .
همیشه به این افتخار میکنه که عضوی از بانک ملی بزرگه، بانک ملی قدر قدرت!
خیلی تمیز و قشنگ کمرش شکست و صداشو کسی نشنید؛ چون مامان بیچاره ی من فکر میکنه کسی هست، یه جایی تو این دنیا تو این بانک که از سالها خدماتش رضایت داره و کسی هست که به مامانم فکر میکنه و پیش خودش میگه همچین کارگر نمونه ای دارم!
آره مامان ساده ی من خیلی بیچاره ست
که فکر میکنه توی بانک کسی بهش اهمیت میده، فقط نمیدونم چرا این آقاهه که اینقدر بزرگوار و خوبه تا الان پیداش نشده و ندیدمش

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 آذر 1395    | توسط:    |    |
نظرات()